تمايلات مردم مدينه هنگام هجرت  

وضعيت حاكم بر مدينه ، زمينه را براى پذيرش اسلام از سوى مردم و تاييد و پشتيبانى از رسول خدا صلى الله عليه و آله فراهم ساخت . اين پذيرش هيچ گونه ارتباطى به فشارهاى سياسى جاه طلبانه و يا عكس العمل هاى حركت هاى دينى و يا تنش هاى سياسى موجود در آن نداشت ؛ بلكه زمينه هاى عقيدتى درونى مردم مدينه ، آنان را به سوى اسلام پيش ‍ مى برد. از جمله عواملى كه از آغاز برخورد با پيامبر، زمينه گسترش دعوت اسلامى در مدينه را فراهم نمود، اين بود كه اعراب اهل مدينه ، با وجود آن كه بيشتر آنان مشرك بودند؛ در اين شهر هيچ گونه موسسه و يا بنياد مذهبى و دينى وابسته به شرك نداشتند و در مدينه الهه شرك و يا مردان مذهبى وابسته به شرك نيز نبود.
آنان براى به جا آوردن حج ، مكه را زيارت مى كردند هم چنان كه در ميانه راه تقريبا نزديك مكه ، مناة را كه در مشلل قرار داشت زيارت مى كردند.
اين مطلب به اين معنا نيست كه تمامى مردم مدينه اسلام را پذيرفتند، بلكه ، دلايل گواهى مى دهد و منابع نيز آورده اند كه اسلام به صورت تدريجى در ميان مردم گسترش يافت . آشكار است كه نفوذ روح اسلامى و اصول و عقايد آن در دل مردم ، نياز به زمان داشته و قدرت و نفوذ پيامبر پس از گذشت زمان كم كم استقرار يافت . خرد و دانايى پيامبر و اخلاق نيكوى ايشان ، تاثير فراوانى در چيرگى بر بسيارى از مشكلاتى كه با آن برخورد مى نمودند، داشت .
بدون شك ، طبيعت فردگرايى نزد اعراب و وجود افرادى جاه طلب و صاحب نام در ميان عشاير و اقوام آنان از يك سو، و شكل گيرى جريان هاى متعدد بر پايه هاى و سياسى كهن حاكم در مدينه از سوى ديگر، بر موضع گيرى برخى افراد مدينه در برابر اسلام بى تاثير نبوده است . برخى از عوامل ياد شده ، در تاخير پذيرش اسلام عده اى از مردم يا درنگ كردن در تاييد اسلام و پذيرش خواسته هاى آن و يا رويارويى آشكار با ديدگاه ها و نظرهاى اسلام تاثير فراوانى داشته و در نتيجه صورت هاى متعددى به خود گرفته است . اين مبارزه و رويارويى مى توانست آشكار در به وجود آمدن حوادث و اتفاقات بر عليه اسلام موثر باشد.
مدينه به هنگام هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله جايگاه اديان و عقايد مختلفى بود كه مشهورترين آنان را يهوديان و مشركين تشكيل مى دادند. هم چنان كه در آن هنگام مدينه داراى تعدادى يكتا پرست بود كه داراى افكار و عقايدى شبيه به افكار مسيحيان بودند. در مدينه ، برخى گروه هاى سياسى نيز بودند كه بر پايه هاى عشايرى تكيه داشته و بيشتر با تكيه بر نيروى قبيله اى ، تاثير فراوانى بر شكل گيرى و دسته بندى هاى آن دوره داشتند. هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه هجرت نمود، ميان اويا همراهانش از مهاجرين مسلمانان قريش و مردم مدينه ، روابط و مراودات ريشه دار و گسترده قبيله اى وجود نداشت .
رسول خدا صلى الله عليه و آله در مدينه نظام قبيله اى را ابقا نمودند، اما براى ايجاد پايه هاى نظم اجتماعى ويژه اى تلاش نمود كه بر اساس آن ، مسلمانان با داشتن روابط عقيدتى و فكرى اسلامى بتوانند، گروه يكپارچه و متحدى را به وجود آورند كه بتواند در برابر رخدادهاى احتمالى كه اسلام با آن مواجه مى گرديد، موضع گيرى نمايد. اين روابط گسترده و نوين كه بر پايه هاى اعتقاد مذهبى به وجود آمده بود، در گسترش نفوذ و قدرت و تحكيم جايگاه پيامبر در اداره و راهنمايى هاى سياسى - عمومى و تعيين خط مشى آن نقش ‍ موثرى داشت .
در اين نظام ، برترى از آن كسى بود كه به خدمت اسلام در آمده و آن را بر منافع و خواسته هاى شخصى خود ترجيح دهد. طبيعى به نظر مى رسد كه نظام نوين اسلامى ، از يك سو با برخى از عقايد و افكار گوناگون ديگر هماهنگ نباشد و از سوى ديگر، از گسترش درگيرى هاى خود خواهانه افراد جلوگيرى نمايد.