بناهای به جامانده از اشکانيان
بناهای به جامانده از اشکانيان
در
شمال خاوري ايران که اينکه کشورهاي آسياي ميانه قرار دارند، قوم ديگري به
نام پارتيان، معماري کاملاً متفاوتي را تکوين بخشيدند. دو کار مهم پارتيان
در زمينه معماري يکي دستيابي به گنبد روي گوشواره است و ديگري تکوين ايوان
طاقدار است.
کاخ آشور در خاک عراق يکي از بناهاي اشکاني مربوط به قرن
اول ميلادي است ، با اضافاتي از قرن سوم، که نقشه جالب تري را از لحاظ
پيشرفت هاي بعدي ايرانيان ارائه مي دهد. در آن نخستين نمونه چهار ايوان را
مي بينيم که به يک حياط چهارگوش مرکزي مشرف است. آرايش و نماسازي پارتيان
با مايه هاي يوناني و يا با شکل هاي رومي پيوند نزديک داشت.
معبد کنگاور
کنگاور
يکي از شهرهاي کرمانشاه است که از گذرگاه هاي اقوام ماد و هخامنشي بوده
است. صفه يا سکويي که معبد کنگاور برروي آن بنا شده است 7 متر از سطح زمين
ارتفاع دارد و به وسيله ديوار ضخيمي از چهار طرف احاطه شده است. راه ورود
به معبد کنگاور مانند تخت جمشيد پلکاني دو طرفه است که هر طرف 60 پلکان
سنگي دارد.
در قسمت عقب و در بالاترين نقطه صفه، آتشکده اي روباز قرار
داشته و آناهيتا (مظهر و فرشته آب) در اين پرستشگاه نقش مؤثري ايفا مي کرده
است. پس از پيمودن پله هاي دو طرفه، از گوشه جنوب شرقي 12 ستون در طرف
راست و به قرينه آن، 12 ستون هم در طرف چپ برلبه خارجي ديوار صفه قرار
داشته است.
کاخ نسا
کاخ نسا در عشق آباد ( اشک آباد) و در
حاشيه ي غربي بيابان قره قوم واقع است. اين کاخ مربوط به قرن دوم و سوم قبل
از ميلاد و بناي آن چهارگوش است و چهار ايوان دارد. تالار بزرگ آن داراي
سه ايوان است. سقف اين تالار چوبي است که بر چهارستون به هم چسبيده استوار
شده است.
کاخ و شهر هترا (الحضر)
شهر
هترا در فاصله 3 کيلومتري رودخانه دجله و در جنوب غربي موصل واقع است.
بناي شهر مربوط به سال 117 ميلادي است و حصار دور شهر شکل چند ضلعي دارد.
در فاصله هر متر برجي قرار گرفته است. در پشت ديوار شهر خندقي حفر کرده
بودند و شهر داراي 4 دروازه در چهار جهت بوده است. معروفترين بناي شهر
هترا، نيايشگاه خورشيد بوده است.
کوه خواجه سيستان مجموعه
بناهاي کوه خواجه را «قلعه» هم مي نامند. اين بنا شامل يک قصر و يک معبد
است. ورودي آن پلکاني دوطرفه دارد و داراي يک ورودي در ضلع جنوبي است.
همچنين در دو ضلع غربي و شرقي آن، ايوان هاي مسقف وسيع قرارگرفته است.
به
کارگيري گچ که از زمان پارت ها در فلات ايران رايج شد و تا دوران ساساني
ادامه يافت، در قسمت هاي مختلف بنا به کار گرفته شده است. بدنه ديواره هاي
کوه خواجه نقاشي هايي با رنگ هاي شاد و از جمله نقش سه ايزد، انساني بالدار
خيالي و نقش شاه و ملکه همه نشاني از تأثير شديد هنر يوناني دارند.
بناي تاريخي تخت سليمان با قدمتي 3000 ساله




قدمت اين منطقه از لحاظ سكونتگاه انساني به 3 هزار سال پيش باز مي گردد؛ و يكي از مهمترين آثار تاريخي كشور است كه به عنوان چهارمین اثر ایران در ميراث جهاني یونسکو به ثبت رسیده است.

اين مجموعه چه به لحاظ وجود آثار باستان شناختي و چه به لحاظ ارتباط با مدارك مكتوب تاريخي و اسطورهاي در شمال و غرب ايران كاملا منحصر به فرد است.

هم اينك در اين مجموعه آثاري از اوايل دوره ساساني تا دوره ايلخانان مغول شناسايي شده، ولي از آنجايي كه تاريخ نظري اين مجموعه به دوره هخامنشي و اشكاني ميرسد، بيترديد در صورت ادامه حفاري، آثار مهمي از دورههاي پيش از ساساني در اين محل كشف خواهد شد.

بخش طبيعي مجموعه تخت سليمان متشكل از يك كوه آهكي است كه در قله آن، چشمه بسيار بزرگي (با درياچهاي به قطر حدود 100 متر) وجود دارد.

اين كوه در طول هزاران سال در اثر رسوبات آهكي موجود در آب چشمه فوق شكل گرفته است. هم اينك در اطراف كوه تخت سليمان چندين تپه كوچك از اين نوع، در اطراف چشمه هاي آهكي در حال شكل گيري است.

كوه بلند زندان سليمان نيز يكي از همين كوههاي رسوبي است كه در پنج كيلومتري تخت سليمان هزاران سال پيش شكل گرفته است (البته در حال حاضر چشمه به وجود آورنده اين كوه و درياچه آن خشك شده).

روند شكل گيري كوههاي رسوبي در منطقه تخت سليمان امري طبيعي و مربوط به شكل خاص زمين و نوع املاح موجود در آب چشمه هاي منطقه است.



در نتيجه اين تحولات هترا كه در ابتدا يكي از هجده ايالت امپراتوري اشكاني بود تبديل به قلمرو كوچك و نسبتاً مستقلي میشود كه از شهر هترا و محيط پيرامونش تشكيل شده بوده است. در دوران اشكانيان كه ايران به صورت ملوك الطوايفي اداره میشد، حكمرانان اين شهر شاه خوانده میشدند و در سلسله مراتب پايينتر از شاه اشكاني كه شاه شاهان خوانده میشد، جاي میگرفتند. شواهد باستانشناسي و ترجمه متن كتيبههاي موجود در اين شهر نشان میدهند كه هترا در قرن دوم ميلادي رونق گرفته و در همان دوران به ميزان چشمگيري بر وسعتاش افزوده شده است. بر اساس همين شواهد، دوران رونق هترا بسيار كوتاه بوده و تنها اندكي بعد با سقوط اين شهر و تصرف آن به دست ساسانيان، هترا براي هميشه خالي از سكنه مانده است.
گزارش برخي از تاريخ نگاران رومي نشان ميدهد كه در سالهاي اوليه حكومت ساسانيان، هترا در مقابله ايران و روم با روميان متحد شد و ارتشيان امپراتور گرديانوس سوم حدود سال 230 ميلادي در اين شهر مستقر شدند. همين مسئله پادشاهان ساساني را به تسخير هترا تحريك كرد.
اردشير اول، شاهنشاه ساساني نيز در اولين تلاش خود در حصر اين شهر در حدود سال 220 ميلادي شكست خورد و به سرنوشت ساير محاصره كنندگان اين شهر دچار شد. اما سرانجام در سال 240 و يا 241 ميلادي اين شهر به دست جانشين اردشير، شاپور اول تسخير شد. شاپور در اولين سال تاج گذارياش به اين پيروزي نايل آمد.

سقوط هترا كه نهايتاً منجر به متروك ماندن ابدي اين شهر شد، بعدها آميخته به افسانه و داستان و در حالي كه هنوز رگههايي از حقيقت را در خود داشت به كرات در داستانهاي عربي و فارسي نقل شد كه از آن جمله ميتوان به كتابهاي تاريخ طبري و تاريخ مسعودي اشاره كرد. در اين ميان داستان «نازميرا» شاهزاده خانم هترايي كه به خاطر عشقاش، به شهر هترا خيانت كرد به ادبيات غرب نيز راه پيدا كرد و دست ماية خوبي براي هانس كريستين اندرسن، نويسنده مشهور دانماركي در داستان «شاهزاده خانم و نخود» فراهم آورد.
از بين اشيائي كه تا كنون در اين محوطه كشف شدهاند ميتوان به 500 لوح اشاره كرد. اين الواح به خط و زبان آرامي نوشته شدهاند و بر برخي از آنان تاريخ سلوكي حك شده است. تاريخهاي حك شده سالهاي بين 409 (97 و يا 98 ميلادي) تا 549 سلوكي (237-238 ميلادي) را نشان ميدهند. بيشتر اين الواح نوشتههاي يادبود، نذورات، نوشتههاي الواح مقابر و يا لوح يادبود بناي ساختمانها هستند و همگي به زبان آرامي ميانه و گويش محلي شرق بينالنهرين و با رسمالخط آرامي ميانه يعني با استفاده از 22 حرف نوشته شدهاند. علاوه بر اين متون آرامي نوشتههايي به خط و زبان يوناني و لاتين نيز در هترا پيدا شدهاند كه هنوز مطالعات لازم روي آنها صورت نگرفته است. در كنار اين نوشتهها ميتوان از سكههاي مسي و نقرهاي بسياري نيز در زمره اشيا مكشوفه در هترا نام برد. متون به دست آمده از اين شهر شامل اسامي بسياري از قبيل نذر كنندگان، بنيانگذاران، حكمرانان و مسئولين رسمي ميشود. در كنار نامهاي سامي كه عموماً اسامي آرامي و عربي هستند، تعداد زيادي از اسامي ايراني مانند آسپاد، افراهتا، ميترا، مهرداد، ماني و تيرداد نيز قرار دارند كه در واقع نمونهاي از بافت جمعيتي اين شهر را به ما نشان ميدهند. اكنون مسلم است كه اكثريت ساكنان اين شهر را اقوام سامي يعني آراميها و اعراب تشكيل ميدادهاند و چنان كه در الواح مكشوفه آمده است حاكم هترا را با لقب «ملكالاعراب» كه به معناي شاه اعراب است، ميشناختهاند. خوشبختانه به لطف همين الواح باستانشناسان توانستهاند نام بسياري از شاهان هترا را پيدا كرده و ارتباط بين آنها و موقعيتشان را در سلسله پادشاهان اين شهر مشخص كنند.

علاوه بر اين باستانشناسان از طريق همين الواح موفق شدهاند كه نام خدايان اين شهر از جمله نام امه (يا شمش) خداي خورشيد را نيز كشف كنند. اين خدا نزد مردم هترا از ارج و منزلت ويژهاي برخوردار بوده و خداي نگهبان شهر هترا شمرده ميشده است به نحوي كه در بعضي از نوشتهها به شهر هترا به صورت «هتراي امه» اشاره شده است. اما در كل مذهب مردم هترا بيشتر به مذهب خواهر خوانده اين شهر در سوريه يعني به مذهب مردم پالميرا شباهت داشت چرا كه در اين جا نيز اديان رايج آميزهاي از مذاهب بينالنهرين باستان، مذاهب ايراني و مذاهب يوناني ـ رومي بودند. درباره برج و باروي هترا ميتوان گفت كه اين شهر در دو ديوار مدور هم مركز به شعاع 2 كيلومتر و محيط قريب 6 كيلومتر محصور شده بود. هنگامي كه دشمن موفق ميشد و از يكي از اين ديوارها عبور ميكرد تازه با ديواري جديد و خندقي كه در فاصله بين دو ديوار حفر شده بود مواجه ميشد. اين ديوارها كه از خشتهاي گلي ساخته شده بودند حدود 10 متر ارتفاع و 3 متر پهنا داشتند و درواقع يك چند ضلعي بزرگ ميساختند كه به شكل دايره به نظر ميرسيد.
حصار اين شهر داراي 4 دروازه، 11 بارو، 28 برج بزرگ و 160 برج كوچك بود. در مركز اين شهر بناي مستطيل شكل بسيار بزرگي قرار داشت كه تمنوس خوانده ميشد. اين بنا كه در حقيقت مجتمعي از معابد مختلف بود از اطراف در ديوارهاي بلندي محصور شده و فضاي داخلي آن به وسيله ديوارهاي كوچكتر به هفت قسمت با اندازههاي مختلف تقسيم شده بود. اما اين فضاهاي داخلي فضاهاي بستهاي نبودند بلكه به صورت ايوانهاي مسقفي رو به شرق ساخته شده بودند و تيرهاي استوانهاي شكل بلندي سقف آنها را بالا نگه ميداشتند. وجود چنين ساختمانهايي باعث شد افرادي نظير ارنست هرتزفلد به اين نتيجه برسند كه احتمالاً ساكنان اين شهر در اين اماكن چادر برپا كرده و در اين چادرها به شيوه صحرانشينان عرب زندگي ميكردند. او به اين نتيجه رسيده بود كه شيوه ساخت اين ساختمانها با ورود اشكانيان به اين ناحيه به سرعت در اين منطقه رواج يافته بود و ساكنان محلي اين نقطه هنوز خود را با زندگي در اين ساختمانها وفق نداده بودند.
زيارتگاه اصلي هترا كه در مركز اين بناي معروف به تمنوس قرار گرفته به معبد بزرگ و يا ايوان بزرگ مشهور است. معبد امه (يا همان شمش) خداي خورشيد نيز درست در كنار آن قرار دارد. در اين محل و در ناحيه مركزي هترا علاوه بر اين دو معبد كه به خدايان هترايي تعلق داشتند معبدي هلنيستي (يوناني) با مجسمههاي خدايان رومي و يوناني از جمله آپولو (كه در فرهنگ هترايي بالمارين خوانده ميشد)، پوسيون، اروس، هرمس و فورتونا نيز قرار داشت. معبد شهيرو، ايزدبانوي ستاره صبح نيز از ديگر ساختمانهاي مهم اين مجموعه بوده است. علاوه بر اينها معبد ديگري نيز در ناحيه مركزي هترا وجود دارد كه محققان هنوز درباره آن به توافق نرسيدهاند اما چنين به نظر ميرسد كه اين معبد زماني به پيروان آيين ميترايي تعلق داشته است.
از آن جايي كه مركز اين شهر به معابد خدايان گوناگون تخصيص داده شده و هيچ اثري از وجود كاخ شاهي در اين ناحيه به چشم نميخورد بعضي محققان به اين نتيجه رسيدهاند كه اين شهر يك شهر مذهبي و مقدس بوده و نوعي حكومت مذهبي بر آن حكمراني ميكرده است. با اين حال نميتوان انكار كرد كه هترا قدرت و توان مالي و رونق اقتصادياش را مديون نقش اين شهر به عنوان يك مركز تجاري بوده است.
امروزه از طريق الواح و نوشتههاي بر جا مانده ميدانيم كه معبد اصلي و معبد امه (يا شمش) اوايل قرن دوم ميلادي ساخته شدهاند. معابد كوچكتر و زيارتگاههايي كه به شيوه يوناني ساخته شدهاند بايد از قدمت بيشتري نسبت به اين بنا برخوردار باشند.بيشتر بناهاي هترا از سنگ آهك و سنگ گچ ساخته شدهاند و همگي آنها تلفيقي از معماري آشوري، هلنيستي (يوناني)، اشكاني (پارتي) و رومي هستند. ديوارهاي معبد اصلي از سنگهاي كندهكاري شده با نقوش و تصاوير مرسوم دوران اشكانيان درست شدهاند. اين نقوش به خصوص در حاشيه قسمت ورودي و بالاي تيرهاي سقف چشمگيرتر هستند. در عين حال تاثير معماري هلنيستي (يوناني) در نقشهاي حكاكي شده در سرستونها، پايه ستونها، قرنيزها و گچبريهاي تزئيني كاملاً مشهود است. مجسمهها و پيكرههاي بازمانده از اين دوران نيز از ويژگيهاي بارزي برخوردارند. نماي روبروي مجسمههاي هترا با مشخصههاي مجسمههاي اشكاني نوعي از هنر دوران پسا هلنيستي كه با هنر شرقي تركيب شده است را به نمايش ميگذارد. مجسمهها عموماً شمايل خدايان و يا افراد سلسه خاندان فرمانروايي اين شهر هستند كه بيشتر لباسهاي اشكاني به تن دارند، لباسهايي با آستينهاي بلند، شلوار و بالاپوشهايي كه تا روي زانو ميآيند.
به رغم تمام اين اوصاف، هترا كه روزگاري شهري پر رونق و زيبا بود پس از متروكه ماندن در سال 241 ميلادي به تدريج رو به زوال گذاشت و در اين مدت زلزله نيز به روند تخريب آن كمك كرد.
متاسفانه اكنون نيز جنگ و درگيريها در عراق وضعيت شهر هترا را وخيمتر كرده و لرزههاي ناشي از انهدام مهمات يكي از انبارهاي تسليحاتي به جامانده از دوره صدام كه در نزديكي اين شهر قرار دارد، بيش از پيش به روند تخريب اين آثار باستاني دامن زده است و اين محوطه باستاني كه از سال 1985 در فهرست ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيده، اكنون در وضعيت اسفناكي به سر ميبرد.